کریستوفر هیچنز: چرا زندگی‌ام را صرف مقابله با باور به خدا می‌کنم

کریستوفر هیچنز (۱۹۴۹-۲۰۱۱) نویسنده، روزنامه نگار و از منتقدین جدی دین و باور به خدا بود. او از صاحب نظران و چهره‌های سر‌شناس مکتب ضدخدایی یا «آنتی تئیسم» بود. این ویدئو پنج دقیقه‌ای بخشی از یک مناظره اوست، در بخش پایانی این مناظره هیچنز از مخاطبان درخواست می‌کند تا اگر پرسشی در ذهن دارند او را به چالش بکشند. پرسشی که مطرح می‌شود چنین است:

«اگر خدایی وجود ندارد چرا عمرت را صرف این می‌کنی که مردم را متقاعد کنی خدا وجود ندارد؟ چرا در خانه نمی‌مانی؟»

پاسخ هیچنز به این پرسش مهم را می‌توانید در این ویدئو مشاهده کنید. در ادامه تلاش خواهم کرد صحبت‌های هیچنز را به بهترین نحو ممکن به شکل مکتوب در بیاورم.

خب، اول آنکه این کار تمام زندگی و شغل من نیست، اما در طول هشت یا نه سال گذشته و به خصوص پس از یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ این تبدیل به بخش مهمی از مشغولیت من شد تا به سازماندهی مخالفت با حکومت دینی و صدمات آن در سطح جهانی کمک کنم. احتمالا هماکنون این بخش عمده فعالیت سیاسی من است. اینکه به مردم در افغانستان، سومالی، عراق، لبنان و اسرائیل کمک کنم تا مقاومت کنند؛ در برابر آنهایی که به طور جدی می‌خواهند موجب نابودی تمدن باشند و به صورت جدی باور دارند خدا با آن‌ها در این مسیر همراه است.

چند دقیقه‌ای را اختصاص خواهم داد تا در مورد چیز زننده‌ای که در دین به خصوص دین توحیدی منجی محور می‌بینم صحبت کنم. بخش بزرگی از آن به روشنی خواهان مرگ ماست، می‌خواهد که این جهان به پایان برسد. و شما می‌توانید تمایل به پایان همه چیز را مشاهده کنید، هرگاه که به متون اصلی این ادیان نگاه می‌کنید یا به صحبت‌های نمایندگان معتبر آن توجه می‌کنید؛ نه حرف‌های دفاعیه نویسانی که به تذهیب و توجیه دین می‌پردازند. یکی از همین افراد که تا چندی پیش در ایالات ویرجینیا فعال بود در مورد «جذبه روحانی» (از اعتقادات برخی از مسیحیان؛ پیش از پایان جهان خداوند تمامی انسان‌های زنده و باورمند را از زمین به بهشت می‌برد و ناباوران بر روی زمین باقی می‌مانند تا شاهد آخر الزمان و مصائب آن باشند) می‌گفت: «آن گروهی از ما که انتخاب درستی داشته‌ایم در آغوش مسیح جمع خواهیم شد و باقی شما را پشت سر‌‌ رها خواهیم کرد. اگر شما در یک ماشین باشید این مشکل شماست که خودرو دیگر راننده‌ای نخواهد داشت، اگر در هواپیما باشید و خلبان از ما باشد این مشکل شماست که هواپیما سقوط خواهد کرد. ما با مسیح خواهیم بود و باقی شما می‌توانید مستقیم به جهنم بروید».

شما نمی‌توانید این عقیده «فرجام‌شناسانه» را از مسیحیت جدا کنید. اگر باور ندارید که آخرالزمانی خواهد بود، که پایانی خواهد بود و خوب و بد از هم جدا خواهند شد و مجازات نهایی اتفاق خواهد افتاد شما دیگه واقعا یک معتقد نیستید. و یک بیزاری نسبت به تمام اجزای جهان در تمام این عقاید قابل لمس است. یک همفکر انگلیسی مدت‌ها قبل این را به خوبی به نظم در آورده است: «ما خالصان و گروه کوچک انتخاب شدگان هستیم و باقی شما ملعون، برای همه شما در جهنم جای کافی هست و ما نمی‌خواهم بهشت شلوغ باشد».

این را در گفتمان مسلمانان تندرو نیز می‌توان مشاهده کرد. برای رسیدن پایان جهان و آغاز مرگ و نابودی فراگیر در جهان بی‌صبری می‌کنند. نمی‌توانند صبر کنند برای آنچه که من بی‌ابهام یک راه حل نهایی می‌نامم. وقتی مهاجران اسرائیلی را در نظر می‌گیرید، که اکثرا با دلارهای مالیاتی آمریکایی حمایت می‌شوند، تصمیم می‌گیرند تا به اندازه کافی از دیگر مردمان زمین غصب کنند و تمام یهودیان را به سرزمین موعود ببرند و همه غیر یهودیان را از آن اخراج کنند تا سرانجام قوم یهود لایق بازگشت مسیح باشد. و مسیحیانی در این کشور هستند که این را وظیفه خود می‌دانند تا با کمک به تحقیق این اتفاق جنگ آخرالزمان و روز قیامت ممکن شود. تا مشغولیت دردناک زندگی کردن به عنوان انسان و مطالعه تمدن و تلاش کردن برای کسب دانش و بهداشت و پزشکی و… همه و همه بتواند متوقف شود و فرهنگ مرگ جایگزین شود.

از نظر من این به خودی خود و از دیدگاه فرجام‌شناسانه و آخرالزمانی زشت و عقیده و عملکردی نفرت انگیز است. و ما در زندگی روزانه هم مدام با چنین تفکری روبرو هستیم، انسان‌هایی هستند که عمیقا چنین باوری دارند و خواهان نابودی هستند. نابودی روابط خوبی که می‌تواند بین مردمان و ملت‌ها، نژاد‌ها و کشور‌ها، قبیله‌ها و اقوام وجود داشته باشند. و این را می‌گویند، صریحا می‌گویند که به مرگ بیش از آنچه که ما زندگی را دوست داریم، اشتیاق دارند. و شرط می‌بندند که با داشتن خدا در کنارشان عقیده درستی دارند.

پس هنگامی که من در زیرنویس عنوان کتابم می‌گویم من فکر می‌کنم دین همه چیز را آلوده و مسموم می‌کند، من مطابق خوشایند ناشران عنوانی بحث برانگیز انتخاب نکرده‌ام، من قصد دارم که بگویم دین اصولی ترین کمال ما را آلوده می‌کند. می‌گوید که ما نمی‌توانیم بدون قیم و بزرگ‌تر، بدون اجازه از قدرت مطلق، اخلاق مدار باشیم. می‌گوید که بدون آن نمی‌توانیم به یکدیگر خوبی کنیم و باید بترسیم. و به اجبار باید به چیزی عشق بورزیم که از آن هراسانیم.‌‌ همان اصول سادومازوخیسم (خود و دگر آزاری)،‌‌ همان اصول ذلت و‌‌ همان اصول رابطه برده و ارباب. و این تفکر می‌داند که مرگ فرا خواهد رسید و بی‌صبرانه می‌خواهد آن را بظهور برساند.

و این چیزیست که من شیطانی می‌نامم و اگرچه بعضی شب‌ها در خانه می‌مانم، اما شب‌هایی که بیرون می‌روم و به مبارزه با این شرارت مسلم و حماقت بی‌پایان می‌پردازم لذت بیشتری می‌برم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s